دوستی دارم که در مورد کارش میگه: «کارم خیلی سخته و حقوقمون به تناسب سختیش نیست؛ البته اگه بخوام کار خلاف انجام بدم پولش تا 3 یا 4 میلیون در ماه هم میرسه اما من به همین حقوقی که شاید کمتر از یک پنجم اون پوله قانعم
چون حلال بودن پولی که در میارم خیلی برام مهمه
و بنظرم حقوقی که میگیرم رو حلال می کنم
».
واقعا چقدر برام لذت بخشه که یه جوون از قشر مرفه جامعه ی کلانشهری مثل تهران این طور طرز فکری داره.
واقعا اگه همه ی ما این جوری فکر کنیم بازم مشکلی تو جامعه میمونه؟
اگه نمایندگان مجلس، قضات و همه ی کارمندای قوه ی قضاییه، دولتی ها، طلبه ها، بازاری ها، بانکی ها و الخ
این طور فکر و عمل کنن آیا بازم مشکلی میمونه؟
امیدوارم همه مون این گونه رفتاری داشته باشیم که گفتن: ارتزاق از مال حرام مانند بنا کردن خانه بر روی شن های روان است.
بیاین سعی کنیم با کسب روزی حلال زندگیمون رو درست و در جای محکمی بنا کنیم.
............................................................................................
پ ن :سه تا تبریک:
یکم به خودش که همچین طرز فکری داره و به معنای وسیع کلمه روشن فکره (چراکه به نظر من روشن فکر کسیه که عقاید، عرفیات و رفتار اشتباه جامعه اش رو قبول نکنه و اون چیزی رو که درسته انجام بده).
دوم به پدر و مادرش که همچین فرزندی رو تربیت کردن.
و سوم به خودم که دوستان خوبی دارم. 
.........................................................