شاعر: مولانا

اجرای شهرام ناظری

آلبوم گل صدبرگ

 اندک اندک جمع مستان می‌رسند
اندک اندک می‌پرستان می‌رسند
دلنوازان نازنازان در ره‌اند
گلعذاران از گلستان می‌رسند
اندک اندک زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و هستان می‌رسند
سر خمش کردم که آمد خالق، ای

نک بتان با آب دستان می‌رسند

جمله دامن‌های پرزر همچو کان
از برای تنگدستان می‌رسند
لاغران خسته از مرعای عشق
فربهان و تندرستان می‌رسند
جان پاکان چون شعاع آفتاب
از چنان بالا به پستان می‌رسند
خرم آن باغی که بهر مریمان
میوه های نو زمستان می رسند
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
هم ز بستان سوی بستان می‌رسند

..........................................................................................................................................

گفتُمش آهای ماه پیشانو، گفت:
جونِ جونُم؟ جونِ جونُم آخ جونِ جونُم؟
گُفتمش بگو غنچه گُل کو گفتش لبونُم
جونِ جونوُم آخ جونِ جونوُم
گفتُمش چرا ماه پیشانو نامهربونی؟
گفت می خوام بسوزونُمِت تا قدرُم بدونی
گفتُمش فدای غمزه گِردُم،
دلخوشُم که تو ره نومزه کِردُم
پیش پات می شینُم دو زانو،
آخ ماه پیشانو جان، ماه پیشانو
گُفتمش چرا ماه پیشانو جان تو بلایی
جونِ جونوُم آخ جونِ جونوُم
گفت بلا نگو خرمن گیسام هست طلایی
جونِ جونوُم آخ جونِ جونوُم
گفتُمش برات خونه می سازُم از خشت و گِل
گفت اگه دوسم داری جام بده تو خونه ی دِل
گفتُمش فدای غمزه گِردُم،
دلخوشُم که تو ره نومزه کِردُم
پیش پات می شینُم دو زانو،
آخ ماه پیشانو جان، ماه پیشانو
گفتمش بیا ماه پیشانو پیمون ببندیم
جون جونم آخ جون جونم
گفت باشه ولی قول بده که دایم بخندیم
جون جونم آخ جون جونم
گفتمش دروغ می گی ماه پیشانو تو مستی
گفت که باور کن با تو می مونُم تا تو هستی
گُفتمش فدای غمزه گِردُم
دلخوشُم که تو ره نومزه کِردُم
پیش پات می شینُم دو زانو،
آخ ماه پیشانو جان، ماه پیشانو
........................................................................................................................................

یه شب مهتاب ~ ماه میاد تو خواب
منو می‌بره ~ کوچه به کوچه
باغ انگوری ~ باغ آلوچه
دره به دره ~ صحرا به صحرا
اون جا که شبا ~ پشت بیشه‌ها
یه پری میاد ~ ترسون و لرزون
پاشو میذاره ~ تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه ~ موی پریشون…


یه شب مهتاب ~ ماه میاد تو خواب
منو می‌بره ~ ته اون دره
اون‌جا که شبا ~ یکه و تنها
تک‌درخت بید ~ شاد و پرامید
می‌کنه به‌ناز ~ دسشو دراز
که یه ستاره ~ بچکه مث
یه چیکه بارون ~ به جای میوه‌ش
نوک یه شاخه‌ش ~ بشه آویزون…

یه شب مهتاب ~ ماه میاد تو خواب
منو می‌بره ~ از توی زندون
مث شب‌پره ~ با خودش بیرون،
می‌بره اون‌جا ~ که شب سیا
تا دم سحر ~ شهیدای شهر
با فانوس خون ~ جار می‌کشن
تو خیابونا ~ سر میدونا:
«ــ عمو یادگار! ~ مرد کینه‌دار!
مستی یا هشیار ~ خوابی یا بیدار؟»
مستیم و هشیار ~ شهیدای شهر!
خوابیم و بیدار ~ شهیدای شهر!
آخرش یه شب ~ ماه میاد بیرون،
از سر اون کوه ~ بالای دره
روی این میدون ~ رد می‌شه خندون

..........................................................................................................................
از تو گلخونه دنیا
میون تک تک گلها

قسمت ما هم همین بود
یاسمین تو شدی گل ما

دو تا چشمات سایه بونه
نمیترسه طاق خونه

تا به مژگون بلندت
پناه یه آسمونه

فصل ناز و با سرانگشت
توی موهات مینشونم

وقتی لالایی میخونم
تو رو تا خواب میرسونم

چشاتو میبره رویا
آرزوهاتو ببینی

توی خواب ستاره ها رو
میتونی آسون بچینی

من و عشق تو و ناز نگاهت
برا کشیدن اون شکل ماهت

من و بچگی و شهر خیالی
من و بازی عشق بی سوالی

از تو گلخونه دنیا
میون تک تک گلها

قسمت ما هم همین بود
یاسمین تو شدی گل ما

میدونم که یروز به وقت نو جوونی
میرسه وقت دل باختن و وقت هم زبونی

میگی به عشق اسیری
اجازتو میگیری

میخوای عروس بشی
قشنگترین عروس دنیا

میزاری همه عروسکاتو واسه ما

این آخر کاره رسم روزگاره
این آخر کاره رسم روزگاره...
.......................................................................................................................
گل پونه ها - ایرج بسطامی


گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها


من مانده ام تنها میان سیل غمها