کنفرانس نامه (2)
ببخشید که اندکی در کار ما تأخیر شد
همون طور که گفتم امروز میخوام داستان coffee break ها و یک انسان محترم رو تعریف کنم. پیش از هر چیز بمناسبت سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ی ایرانی در همین جا اعلام می کنم که زین پس (زین پس این مطلب) بجای واژه ی منحوس و بیگانه ی coffee break از واژه ی زنگ قهوه، استفاده نمودن می کنیم. پس اپیزود دوم را دریابید.
(تمام مطالب نوشته شده در این پست صرفا نظر شخصی نویسنده بوده و جامعیت و قطعیت ندارد)
اپیزود دو-یک:
اصولا بنا به نقل قول از اکثر علمای اهل فن و جمیع مطالب خوانده شده توسط راقم سطور ذیل و مشاهدات صورت گرفته در یکتا کنفرانسی که بنده ی کمترین در آن از بهر تلمذ حضور بهم رسانده بوده ام، شالوده ی هر کنفرانس، سمینار، کنگره، یادواره و ... بر پذیرایی از میهمان بنا نهاده شده است. مثلا در همین مورد (کنفرانس کذا) می توان کنفرانس را این گونه معرفی نمود:
چند تا زنگ قهوه و البته و صد البته ناهار و شام که بینشون تعدادی سخنرانی کلیدی ، ارائه ی مقاله و ازین چرت و پرتا گذاشتن . نشون به اون نشون که برای زنگ قهوه همه حضور پررنگ و با نشاطی داشتن و سعی می کردن هیچ چیزی رو از دست ندن اما موقع سخنرانی جوزف (رئیس دانشکده ی برق و کامپیوتر یکی از دانشگاهای استرالیا که اسم دانشگاهه یادم نیست و ما به اسم جوزف شناختیمش چون فامیلش سخت بود) خیلیا خواب بودن و یا شدیدا کلافه و بیحوصله؛ البته خیلی هم بیراه نیست چون بنده خداها تمام توانشون رو تو زنگ قهوه گذاشته بودن.
البته باید خاطر نشان نمود کارهایی که در کنفرانس ها ارائه می شود بخشی جزئی از یک موضوع بزرگ را در بر می گیرند و نشستن پای صحبت ارائه دهنده ی آن فقط برای کسانی مفید است که به آن موضوع خاص اشراف داشته باشند و در زمینه ی کاری من هیچ مقاله ای نبود. همچنین می توان گفت که هدف از برگزاری کنفرانس ها، منافعی است که برای افرادی خاص بوجود می آید؛ مانند بالا رفتن رتبه ی علمی، پر شدن رزومه و ... .
در کل اگر بخوام برآیندی از این کنفرانس دشته باشم باید بگم:
کنفرانس خوبی بود، شیرینیاش تازه بود و آبمیوه هاش خنک و خوشمزه. آب داغشون جوش بود و نسکافه کم نمیومد. هر چی تموم میشد سریع جاش رو پر می کردن. شیرینیای روز دوم خیلی بهتر بود. اگه مدت زمان و تعداد سخنرانی ها رو کم می کردن خیلی بهتر بود. ناهار روز اول بد نبود ولی شامش عالی بود. کباب ناهار روز دوم هم یه خورده خام بود اما بازم خوشمزه. تنها چیزی که همه خیلی ازش تعریف می کردن سوپاشون بود که واقعا باحال بود. بود و بود و بود و بود و بود و ...
از این که این همه «بود» استفاده کردم پوزش می طلبم.
.....................................................................................................
اپیزود دو-دو:
بنظر حقیر به چندین جهت به انسان ها می شود که احترام گذاشته شود، بود:
جهت اول ساعتگرده نه ببخشید پاد ساعتگرده. نه اصلا ساعت کیلو چنده؟ الآن قیمتا ثانیه میزنه
.
.
.
.
از اختلالی که تو پخش افتاد عرذ خواهم.
متأسفانه یه مهندس برق نادون خودشو انداخته بود وسط بحث که به حول قوه ی الهی و توانایی ما در مدیریت جهانی، تونستیم صفحه کلید اشغالی رو از لوث وجود این جرسومه ی فساد و فتنه گری که سر در آخور بیگانه داشت و در حین آب به آسیاب دشمن ریختن بادمجون خودی ها رو هم واکس می زد پاک کرده و کلید های اشغال شده رو به سرزمین مادری برگردونیم. شایان ذکر است که در این امر خطیر «هاله ی نور» هم کمک قابل توجهی به ما خادمان ملت کرد.
و اما بعد؛
داشتم می گفتم که بنظر من، احترام گذاشتن به بزرگترها به دلایل زیادی از جمله دلایل زیر، صورت میگیره:
یکم اینکه صرفا بخاطر بزرگتر بودن فردی، به وی احترام بگذاریم. کاریست بسی نیکو و پسندیده.
دوم اینکه فردی علاوه بر بزرگتر بودن، مدت زمانی از عمرش رو صرف اندوختن دانش کرده و به این دلیل باید بهش احترام گذاشت؛ حتی اگه اون فرد اخلاق و شخصیت والایی نداشته باشه.
سوم فردی که بزرگتر و شاید بی سواد و عامیه، اما اخلاق و شخصیتش آدم رو مجاب به احترام گذاشتن میکنه.
اما گروه چهارم بزرگترایی هستن که به معنای وسیع کلمه دانش رو درک کردن و عالم شدن و مصداق ضرب المثل «درختی که پربار تره، سربزیر و افتاده تره» هستن.
از این افراد کم نداریم اما من میخوام در این جا یکی شون رو معرفی کنم.
رئیس انجمن رمز ایران
رئیس انجمن فرماندهی و کنترل (C4I) ایران
عضو هیأت علمی دانشگاه شریف
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام
و در گذشته
معاون اول دولت هشتم
وزیر پست و تلگراف و تلفن دولت هفتم
رئیس دانشگاه تهران
و ...
جناب آقای دکتر محمد رضا عارف.
واقعا زیباست فردی که این همه مقام و رتبه داره و در گذشته و حال آدم مهمی بوده و هست به حد اعلا خاضعه. یکی از کارای من تو این کنفرانس زیر نظر گرفتن بزرگانی بود که شرکت کردن. باید اعتراف کنم که قریب به اتفاق افرادی که از دانشگاه های معتبر کشور اومده بودن، خوش برخورد و خاکی بودن، از جمله آقای دکتر عارف.
ما که افتخار دانشجوی ایشون بودن رو نداشتیم ولی ترم بالایی میگن ایشون تنها استادی بوده که تمام جلسات رو سر وقت و حتی قبلش بوده و سر وقت قانونی تموم میکرده. درس رو کامل میداده و برای همه هم وقت داشته.
حالا شما ایشون رو با بعضی ها مقایسه کنین.
یا اینکه الآنم که دانشگاه ما درس نمیگیره بازم برای دانشجوهامون وقت میذاره و پاسخگوشون هست. من خودم بعنوان یک شاهد عینی به وضوح برخورد عالی و محترمانه ی ایشون رو دیدم. چون یکی از اهداف هر کسی تو این کنفرانس خوش و بش کردن و عکس گرفتن با دکتر عارف بود، چراکه هنوز یه نفر می رفت بعدی میومد و دست و عکس و ... و ایشون با همه محترمانه برخود میکرد.
اما دلیلی که باعث شد من این مطلب رو بنویسم حرف یه بنده خدایی بود که وقتی از نمازخونه داشتیم میومدیم بیرون گفت: «دیدی، عارف هم نماز می خونه»!!!!!! که البته من در همون مکان جواب سنگینی بهش دادم.
بهر حال گفتم حداقل شما و یا هرکسی که روزی این مطلب رو بخونه،با این شخصیت معقول، معتدل، فهمیده و از همه مهمتر معتقد، بدرستی آشنا بشین و بشه. البته امیدوارم ایشون برای ریاست جمهوری کاندید نشه تا همچین فردی مورد بی احترامی افراد بی شخصیت واقع نشه.
(از اون جایی که من سعی می کنم یه طرفه به قاضی نرم، باید خاطر نشان کنم که ممکنه تمام این حرکات و رفتار ناشی از سیاست مدار بودن ایشون باشه، گرچه خیلی سخته آدم همیشه برای مراعات مقتضیات سیاست، خوش برخورد باشه).
................................................................................