نوشتن در مورد بعضی موضوعات خیلی سخته. یکیش همین اشتغال خانمهاست. مثلا هر کسی یه چیزی بنویسه از اطراف و اکناف در رد یا تصدیقش صدا بلند میشه و آدم بالاخره نمیفهمه چی درسته. شاید دلیلش این باشه که نمیشه در مورد این موضوع یه نظر کلی داد. شاید با تغییر و تفاوت در زمان و دوره ی زندگی فرد، مکان زندگی، نوع شغل انتخابی، خود فردی که میخواد شغل رو انتخاب کنه، اطرافیان اون فرد و ... نظری که باید داد فرق کنه. برای همین بنظرم بهتره تصمیم گیری رو به عهده ی خواننده بذارم و من فقط چند تا سؤال مطرح کنم.

در ادامه ی مطلب می بینمتون.


تو جوامعی که تفکرات مذهبی دارن (مثل جوامع مسلمان و یا جامعه ی ایالات متحده و ...) تشکیل خانواده خیلی مهمه و شاید هدف اکثر افراد باشه.

این طور که میگن بچه ها ثمره ی زندگی هستن و در واقع مهمترین ماحصل یک زندگی مشترک و یا همون خانواده و بر این اساس اگه تصمیمات زندگی با توجه به مصالح اونها گرفته بشه حتما بهترین کار خواهد بود.

حالا سؤال من اینه:

دوستانی (خانم ها و آقایان) که مامانشون شاغل نبوده، دوست داشتن مامانشون شاغل باشه یا نه، خانه دار بودن مامانشون رو خوب میدونن؟

و بر عکس، کسانی که مامانشون شاغل بوده آیا دوست داشتن مامانشون خانه دار بود یا نه؟

شاید نیازی نباشه که جواب این سؤال ها و یا دلایلمون رو برای دیگران بگیم اما بنظرم اگه بیام و از دید بچه ها به موضوع اشتغال خانم ها (یا همون مامان ها) نگاه کرده و جمیع شرایط و عوامل (مالی، عاطفی و ...) رو سبک-سنگین کنیم، ممکنه نتیجه ای بدرد بخور پیدا شد. نتیجه ای که به خانم ها برای شاغل بودن یا نبودن و به آقایون برای داشتن همسر شاغل یا خانه دار کمک خواهد کرد.

..................................................................