باز هم سعدآباد
قبل عید قرار شد با دوستان بریم بیرون یه حال و هوایی عوض کنیم.
نظر خواهی کردیم و همه متفق القول گفتن بریم سعدآباد و از اونجایی که منم خیلی آدم با مرامی هستم قبول کردم برای بار سوم تو این دو ساله برم مجموعه ی سعدآباد.

عکس ها و توضیحات در ادامه ی مطلب هستش.
این عکسا مربوط به کاخ موزه ی سبز هستش، کاخی که رضاخان برای خودش ساخته و کارای اداری و خواب و خوراکش همینجا بوده (از داخلش نذاشتن عکس بگیریم):



بنظرم به این کاج ها میگن کاج ژاپنی. خیلی قشنک هستن (قسمت پشتی کاخ سبز):

یکی دیگه از موزه های موجود تو مجموعه، موزه ی نظامیه که این هلیکوپتر غنیمت گرفته شده از عراق رو تو ورودیش گذاشتن:




خان های درون لوله ی توپ:

توپی که بمناسبت قرارداد ترکمانچای از طرف تزار روسیه به عباس میرزا اهدا شده:


موزه ی دیگه ای که من بازدید از اون رو به همه ی بازدید کننده ها توصیه می کنم، موزه ی استاد فرشچیانه. در اینجا تعدادی از آثار استاد به نمایش گذاشته شده چون بعضیهاش به آستان قدس اهدا شده و برخی دست افراد حقیقی هستش:






تو این موزه کتابی هم بفروش میرسه که تمام آثار استاد رو داره و جنس کاغذاش روغنی و کیفیت چاپش عالیه. این دست خط استاد در صفحه ی اول یکی از این کتاباست:

کاخی که محمد رضا توش مینشسته الآن با نام کاخ موزه ی ملت هستش که البته اون روزی که ما رفته بودیم بخاطر فیلمبرداری درش بسته بود.
این ها چکمه های رضا خان هستش که کنار راه پله ی ورودی کاخه. فکر کنم اشاره داره به سیاست چکمه ی آهنینش و محمدرضا خواسته این طوری از پدر یاد کنه. البته این تندیس همین قدره و از نصف ران به بالا رو نداره! (یه نقاشی بزرگ تو کاخ سبز هست که تو اون، رضاخان همین شکلی ایستاده)

تندیس آرش کمانگیر جلوی ورودی کاخ ملت:

اطراف این کاخ:




موزه ی دیگه مربوط به برادران امیدوار هستش.







پای فیل خیلی باحاله:
اینم نمازخونه ای که تو محوطه درست کردن که انصافا بدرد بخوره:
موزه های جالب دیگه ای هم وجود داره مثل موزه های: ظروف سلطنتی، ماشین های سلطنتی، آب، هنرهای ظریف و ...
..........................................................................................